سديد الدين محمد عوفى

447

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى )

باشد كه چندين مال پيش « 1 » مشتى اراذل بگذارى . صواب آن باشد « 2 » كه آن اموال از ايشان بازطلبند « 3 » و پس از آن سلطان ايشان را تربيت فرمايد و انعام « 4 » دهد تا منت آن « 5 » از پادشاه دارند . و اين معنى به تمويهات « 6 » در دل « 7 » سلطان « 8 » مسعود شيرين گردانيدند و اين معنى را مؤكد كردند بدان كه « 9 » گفتند اركان دولت محمودى چون همه « 10 » آلوده‌اند و تشريفات و انعامات ستده « 11 » ايشان « 12 » اين معنى را « 13 » نپسندند « 14 » ، چه ايشان را آن « 15 » خورده « 16 » باز بايد داد و هرآينه پادشاه را ازين راى برگردانند « 17 » . اگر چنان باشد « 18 » كه از اين انديشه رجوع خواهد « 19 » كرد خود « 20 » به ابتدا شروع نبايد فرمود « 21 » . و « 22 » سلطان در اين تحرى « 23 » مبالغت « 24 » فرمود « 25 » و به خازنان فرمان داد « 26 » كه نسختى مبين « 27 » و مشروح « 28 » ببايد داد به اموالى كه امير محمد « 29 » در نوبت دولت خود از تشريف

--> ( 1 ) - مج : از بس ( 2 ) - مپ 2 : است ( 3 ) - مپ 2 : بطلبند ( 4 ) - مج : انعامات ( 5 ) - مج - آن ( 6 ) - متن و بنياد : به توهمات ( 7 ) - متن و بنياد - در دل ، مپ 2 - به تمويهات در دل ( 8 ) - مپ 2 + پسر سلطان ( 9 ) - مج : برآنكه ( 10 ) - مپ 2 + را ( 11 ) - مج و بنياد + اند ( 12 ) - بنياد + را ( 13 ) - بنياد - را ( 14 ) - متن و مپ 2 و بنياد : نپسنديدند ( 15 ) - متن و مج و بنياد : از ( 16 ) - بنياد : جور ( 17 ) - مج : بگردانيدند ( 18 ) - مج - باشد ( 19 ) - مپ 2 : خواهند ( 20 ) - متن و مپ 2 - خود ( 21 ) - بنياد - هراينه پادشاه . . . نبايد فرمود ( 22 ) - بنياد : پس ( 23 ) - مپ 2 و بنياد - تحرى ، مج : به حدى + تمام ( 24 ) - مج : مداخلت ( 25 ) - مپ 2 : نمود ( 26 ) - مپ 2 : فرمود ( 27 ) - متن و بنياد : معين ( 28 ) - مج : بشرح ( 29 ) - متن و مپ 2 و بنياد : محمود